|
آموخته ام : که خنده ، بهترین اسلحه جنگ با زندگی است .
آموخته ام : که عشق است که زخم ها را شفا می دهد ، نه زمان . آموخته ام : که عشق مرکب حرکت است ، نه مقصد حرکت . آموخته ام : که همیشه برای کسی که نمی توانم به او کمک کنم ، دعا کنم . آموخته ام : که چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد . آموخته ام : که مهم بودن است ، ولی خوب بودن از آن مهم تر است . آموخته ام : که در جستجوی موفقیت و خوشبختی ، زمان تلف شده ای وجود ندارد . آموخته ام : که چه کار دارم که راهنما کیست ، باید ببینم که راهنمایی چیست . و بالاخره : موفقیت تنها یک تعریف دارد ، باور داشتن موفقیت .
یا علی مددی کن مرا ...
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 6:15 قبل از ظهر توسط نیره
|
سلام در راستای فرصت باقی مانده ... برای جلوگیری از هر گونه سئوال و جواب موارد مورد نیاز یه سمع و نظر دوستان میرسد ... یک جلد منطق الطیر ( با مقدمه ی دکتر شفیعی کدکنی ) یک جلد نهج البلاغه ( با ترجمه دکتر جعفری ) یک اتفاق پیش بینی نشده ( گابریل گارسیا مارکز ) بالشت لایکو سیب ترش + آلبللو ( نکته ی فنی داره ) یک شاخه بامبو ( چون گلم تنهاست ) عقیق قرمز ( با هر چی که باشه فرقی نداره ) دفترچه ی یادداشت مربع ( برگه هاش کاهی باشه بهتره ) سنگ شکر گذاری ( نوعش مهم نیست ... مهم نفسشه ) مقادیر زیادی مداد طراحی شمع به تعداد لازم یک عدد گوشی سونی اریکسون ( مدلش می تونه 580 یا 770 یا ... باشه ؛ یه کم زیاده فکر کنم )
....... خب این از این ... برای همه ی دوستانی که در این مدت به دنیا اومدن و متولد می شن و ... بهترین آرزوها رو دارم امیدوارم همیشه و شاد وپیروز باشید یا علی
+
نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط نیره
|
قسمت سوم : به نام خداوند بخشاینده ی مهربان خدایا ! دست نیاز به سوی رحمتت دراز کرده ام که دامنه ی آن فراخنای گیتی را فرا گرفته ؛ به جانب توانایی ات که با آن تمام موجودات را مقهور خویش کرده ای ، آن طور که جملگی در برابر قدرتت سر فروتنی به پیش افکنده ، زبون و نا توانند ؛ به سوی شکوه و جلالت که همه را مغلوب خویش ساخته ؛ به سوی عزتت که از شدت بزرگی چیزی را در برابر آن ، یارای عرض اندام نیست ؛ به سوی عظمتت که همه جا را پر کرده ؛ به سوی سلطنتت که بر همه چیز چیره شده است . ای خدایی که پس از فنای کائنات هنوز باقی باشی و تو را نشانه هایی است که ارکان وجود موجودات را پر ساخته ؛ علمی است که برهمه چیز احاطه دارد. ای خدایی که نور وجودت حقایق تمام اشیا را بر خود آشکار ساخته ؛ ای نور ! ای منزه ! ای مبدا گذشتگان و ای غایت آیندگان ! روی نیاز به سوی تو فرا می دارم . خدایا ! گناهانی که پرده های عصمت را می درد ، لشکریان عقوبت و عذاب را بر آدمی فرو می ریزد ، نعمتها را دگرگون می سازد ، دعا را محبوس می دارد ، بلا را نازل می گرداند و امید را قطع می کند بر من ببخشای ! خدایا ! از سر گناهی که مرتکب شده و از سر خطایی که انجام داده ام در گذر ! خدایا ! بدین وسیله که تو را به یاد می آورم به تو نزدیکی می جویم ، وجودت را به پیشگاهت شفیع می آورم ؛ خدایا به وسعت خودت مرا به جوار قربت نزدیک ساز ! خدایا ! توفیقی عطا کن که شکر تو را به جای آورم . خدایا ! مرا به یاد ذکر خویش انداز ؛ خدایا ! با آن حالت که یک نفر فروتن ناتوان به خاک افتاده از تو سئوال می کند در خواست می نمایم که از من درگذری ! مرا مشمول رحمت خود سازی و به حصه ای که برایم معلوم داشته ای خشنود و قانع گردانی و در جمیع احوال متواضع کنی . خدایا ! روش سئوال من چون در خواست کسی است که فقر و فاقه ، کارد را به استخوانش رسانیده باشد ؛ مثل سئوال آن کس که در سختیهای طاقت فرسا ، احتیاج به سوی تواش روانه کرده و به آنچه نزد تو است رغبت وافر ابراز دارد . خدایا ! سلطنت تو بس بزرگ ، بارگاهت بسیار عالی ، چاره اندیشی ات نهان و جریان کارت آشکار است . خدایا ! مهرت غالب و قدرتت جاری است ؛ با این وصف فرار از حوزه فرمانروایی ات میسر نخواهد بود . بنابراین جز تو کسی را نمی یابم که گناهان مرا ببخشاید ، کارهای نا ستوده ام را پوشیده بدارد ، و اندکی از عمل زشت مرا زیبا کند ؛ آری ! جز تو خدایا سرغ ندارم ؛ در این صورت که را منزه بدانم و ستایش کنم ؟ ( ادامه دارد ... )
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط نیره
|
بالله اعتصمت و بالله اثق و علی الله اتوکل
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط نیره
|
بعضی ها چون هستن
زنده ان بعضی هام هستن چون زنده ان بعضی ها زنده ان چون هستن بعضی ها هم نیستن ولی زنده ان بعضی هام زنده نیستن ولی هستن بعضی هام زنده ان ولی نیستن ....... حالا من تو کدوم دسته ام؟ تو کجایی؟ اون چی ؟ یکی مثل خدا کجاست ؟ یکی مثل علی چی؟ یه نفر از قبیله ی لیلی ... ؟ یه شاهد شهادت ...؟ یه پیام رسون شادی ... ؟ یه فرشته ی نجات ؟... ؟ و هزاران هزار آدم دیگه ؟؟ طبقه بندی بر چه اساسیه ؟ زنده بودن ؟فقط بودن ؟ هستن ؟ نبودن ؟ رفتن ؟ مردن ؟ ... کدوم یکیش؟؟
منتظر جوابتم .. یا علی
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط نیره
|
آورده اند که نجاری
هنگام ساختن یک صندلی ، که به یکی از قضات متعلق بود ، اهتمام زیادی می کرد و در استحکام آن سعی بسیاری داشت . کسی به او گفت : " این اندازه دقت و مو شکافی برای چیست ؟ " گفت : " برای اینکه می خواهم روزی بر آن بنشینم . " عاقبت نیز چنین شد ، چه آن که نجار مزبور ، شروع به خواندن و مطالعه علم حقوق کرد. و پس از مدتی به منصب قضاوت رسید.
انسان ورقه ی کاغذ نیست که آب رودخانه او را به جایی که خواست ، بکشاند؛ بلکه انسان شناگری است ماهر ، که می تواند با دو دست " اراده " و " اقدام " در دریای بی کران زندگی به هر طرفی که خواست ، شنا کند . " دیل کارنگی "
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 7:6 بعد از ظهر توسط نیره
|
قسمت دوم : نیایش عشاق ، شوری دیگر دارد . در میان عشاق عالم نیز ، علی ( ع ) جایگاهی خاص دارد . علی ( ع ) مظهر کمال و عشق و انسانیت ، آنچنان عاشقانه راز و نیاز میکند که دل آدمی آب میشود ، آنهمه قدرت و شجاعت با آنهمه خضوع و بندگی آنهمه شور و عشق ، با آنهمه ترس از فراق ...... راستی که مافوق طاقت بشری است . اگر پیرزنی ضعیف ، که قدم بدروازه مرگ نهاده است ، از ترس و وحشت در مقابل خدا تضرع کند ، چندان تعجب آور نیست . یا بیچاره مضطری که جبر زمان بیرحمانه خروش کرده است " امن یجیب " بگوید ... باز هم قابل درک است ولی آنجا که قدرتمندترین و بی نیازترین مرد روزگار از شب تا بصبح خاضعانه راز و نیاز میکند و میگرید ، قابل فهم بشری نیست . علی فریاد میزند : " خدایا من بخاطر ترس از جهنمت ترا نمی پرستم به بهشت تو نیز طمعی ندارم تو شایسته ی پرستشی و محرک من فقط عشق به تو است " علی تاجر پیشه نبود که با خدای خود معامله کند و در ازاء عشق پاداشی بخواهد ، عشق ، شیرازه ی حیات و هستی او بود و بدون عشق نمیتوانست زنده بماند . دعای کمیل شراره های آتشی است که از قلب و روح علی ( ع ) برخاسته و علی ( ع ) آنرا بدوست خود کمیل تعلیم داده است . برای کسب فیض زنده دلان ، این نیایش بزرگ بفارسی برگردانده شده است . ....... فقط : التماس دعا یا علی
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط نیره
|
گاه باید رفت برای رسیدن گاه باید رفت برای رد شدن گاه باید رفت برای بودن - هستن - موندن - شدن نه تو اون چیزی که هستم ... نه ... یه قاب جدید با لبای همیشه خندون ... یه جفت چشم همیشه به راه رسیدن ... و نه تنها رسیدن بلکه ادامه دادن ... تا ته خط ... تا نقطه ای دوباره بر صفحه ای جدید من میروم ... شاید که باز گردم ... دیگرگون ... دعایم کنید ... تنها همین کافیست ... -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یا علی
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط نیره
|
شده ام مثل شیشه ...
نازک نازک نازک ... ترک برداشته بودم ... ولی ... حال دیگر شیشه هم نیستم شکسته ام ... شکسته اند مرا ... ریز ریز ریز ...تکه های پاره پاره ... اسم جدیدم شده : خرده شیشه ... ....... چه کنم با تکه های جدیدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هان ؟؟؟؟؟؟؟؟ تو بگو ....
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 10:44 بعد از ظهر توسط نیره
|
قسمت اول : آیا هیچ گاه در دل شب ، دور لز هیاهوی زندگی بآسمان پر ستاره نگاه کرده اید ؟ و روح شما بعظمت و زیبائی آن مجذوب شده است ؟ این احساس احترام و ستایش بعظمت و زیبائی و اظهار خضوع و تسلیم در برابر خالق آن نیایش نامیده میشود . نیایش ، ارتباط قلبی انسان است با ذات عالم هستی نیایش ، راز و نیاز درونی انسان است با کمال مطلق نیایش ، کشش روح است بسوی کانون غیر مادی جهان نیایش ، پرواز انسان است بسوی پروردگار عالم نیایش ، منحصر به انسانها نیست تمام موجودات عالم در نیایشی بزرگ شرکت دارند هر یک به زبان خود خدا را تسبیح میکنند . شعله شمع نیایشی است و سوختن پروانه ، نیایشی دیگر ... خنده معصوم کودک نیایشی است و مهر پاک مادر نیایشی دیگر ... نیایش ، یک سیر روحانی و مکاشفه درونی است ، که در آن عصاره وجود آدمی میجوشد ، میسوزد ، بروح مبدل میشود بفراخنای عالم هستی بالا میرود و در وجود کل ، حل میگردد. آدمی قلب دارد که مرکز احساس عرفانی و ارتباط با کانون نامرئی حیات و درک زیبائی است ، این قلب با محصولات عقل سیراب نمیشود ، نیایش لطیف ترین و عمیق ترین نیاز فطری قلب است . هنگام نیایش پرده های ضخیم عالم محسوسات از روی قلب بکنار میرود و مشعل فروزان روح آدمی نور افشانی میکند . نیایش ، آرامش ضمیر میآورد نفس را تسفیه میکند روح را انبساط میدهد ایجاد نشاط میکند و ظرفیت وجود انسان را از کمال مطلق لبریز مینماید . ... فرازی از مقدمه دعای کمیل با ترجمه شهید دکتر مصطفی چمران به یاد دهلاویه ی زیبا با سپاس از الهه ی عزیز
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 4:30 بعد از ظهر توسط نیره
|
|
درباره وبلاگ
![]() برای نوشتن سطری جدید ... یا آغازی تازه ... یا درج مطالبی مرتبط یا نامربوط... شاید هم برای گفتن تشکری ... یا پایانی ... امید به اینکه نقطه سرخطهایتان به این زودی و تا روزی که او نخواهد به پایان نرسد . یا علی منوی اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
کله پوک new sms . سرخط ( رجا ) بارون نهم در گذر از لحظه ها مان ----- وسیع باش ----- جائی برای شستن رخت ها باران آرینوس قصر قورباغه ها(فاطمه) کلماتی از یک کوهنورد هنوز هم ... (مهدی آزاده ) اتو پیا ( وحیده ) آباد شدگان طوفان آرام ( یلدا ) طعم گس خرمالو ( شادی ) دلتنگی های یک کرم دندون باده فروش سیرناد ( رز وحشی ) گلپونه ها ( پریسا و پیام ) به یادم باش گل کاکتوس یک نقطه چهره پنهان ج ن و ن ج و ا ن ی ( صبا و فرشته ) چشم مست ( شهرزاد ) ایرانی خلوت تنهایی من آرشیو پیوندهای روزانه آرشیو
87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
